مرتضى راوندى

238

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

غير از رشيد بعضى از شعراى عهد سنجرى مثل اديب صابر و گويندگان اران مانند خاقانى شروانى نيز او را مدح گفته‌اند . جرجانيه چنان كه قبلا گفتيم ، در عهد آتسز خوارزمشاه از مراكز عمدهء علم و ادب و محل اجتماع عدهء كثيرى از فضلاى نامى بود و آتسز مخصوصا در جلب اهل فرهنگ و دانش اين شهر ، جدّى بليغ داشت ، چنان كه در سال 536 ، موقعى كه پس از شكست سنجر از قراختائيان بر خراسان استيلا يافت ، جمعى از دانشمندان آن ديار را به همراه خود به خوارزم برد و از مفاخر عهد او يكى امام علامهء كبير ، جار الله ابو القاسم محمود بن عمر زمخشرى خوارزمشاهى ( 467 - 538 ) صاحب مؤلفات عديده در تفسير و نحو و لغت و ادب كه مشهورترين آنها كشّاف است در تفسير قرآن و انموذج در نحو عربى و مقدمة الادب در لغت عربى به فارسى . - ديگر زين الدين جرجانى كه در سال 531 فوت كرده و از اطباى بزرگ عهد آتسز و پدرش قطب الدين محمد بود . و سيد اسماعيل جرجانى مؤلف كتاب معروف ذخيرهء خوارزمشاهى است در طب كه آن را اين دانشمند ، به نام قطب الدين محمد تأليف كرده و بعدها به دستور آتسز آن را مختصر كرده و از آن خفّى علائى را به نام علاء الدوله آتسز ساخته است . » « 1 » آميختگى ادبيات با تصوف چنان كه ديديم از قرن دوم تا اواخر قرن ششم هجرى ، يعنى طى 5 قرن ، دولتهاى مستقل ملى و مراجع مذهبى ، با اينكه اصولا با هر فكر و انديشه جديدى كه با منافع آنان تعارض داشت مخالف بودند ، در سركوبى و مبارزه با افكار و انديشه‌هاى مخالف ، راه افراط نمىرفتند ، و نمىتوانستند با وسايل و امكانات قرون وسطايى از ظهور افكار و عقايد گوناگون و ايجاد فرقه‌هاى مختلف ، در كشور پهناور ايران به سرعت جلوگيرى نمايند . ديوانها و سازمانهاى انتظامى و جاسوسى كه مأمور حفظ و پاسدارى از دين و دولت بودند ، نظير ديوان محتسب ، ديوان اشراف ، ديوان بريد ، ديوان قضا و سازمانهاى لشكرى

--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از تاريخ مفصل ايران ، تأليف عباس اقبال ، ص 388 به بعد